ویژگیها و توانائیهای کودکان در دورههای رشد
توانائی چنگ زدن از حدود ۶ ماهگی به بعد، یعنی زمانیکه بین حرکات دست و
چشم هماهنگی بهوجود آمده است، دیده میشود. چنگ زدن کودک ابتدا ناشیانه و
با استفاده از کف دستش است ولی از یکسالگی به بعد کودک اینکار را با
مهارت بیشتر و چنگ زدن با انگشتان انجام میدهد. اما راه رفتن کودک از
وقتی آغاز میشود که کودک بتواند سر خود را راست نگهدارد که حدوداً در سه
ماهگی خواهد بود. سپس با کمک دیگران به مدت کوتاهی بنشیند (۵ ماهگی) و
بدون کمک دیگران به مدت کوتاهی بنشیند (۷ تا ۸ ماهگی)، به کمک دیگران
بایستد (۸ تا ۹ ماهگی)، بدون کمک دیگران چند قدم راه برود (۱ سالگی).
بهطور کلی مهارت راه رفتن در کودکان در حدود ۱۵ ماهگی مشاهده میشود.
▪ رشد ادراکی و شناختی: در هنگام تولد حس بویائی و شنوائی نسبتاً حساس و فعال هستند ولی حس بینائی ضعیف است. نوزاد میتواند یک شی را تنها تا فاصله ۶ متری در حوزه بینائی خود قرار دهد اگر چه در هر فاصلهای آن را تیره و تار میبیند اما این توانائی در اولین ماهها به سرعت رشد میکند تا جائیکه کودک در ۶ ماهگی فاصله ۶۰ متری و در یکسالگی فاصله ۱۲۲ متری را مانند یک فرد بزرگسال میبیند. البته این رشد بیشتر تحت تأثیر رشد مغز است تا رشد چشم.
کودک در ۸ تا ۹ ماهگی به این توانائی شناختی میرسد که بداند اشیاء و انسانها حتی اگر حس نشوند (دیده و شنیده نشوند) وجود دارند.
ظرفیت حافظه انسان کلاً محدود است ولی در ۲ سال اول تولد به سرعت رشد میکند. ثبت اطلاعات با سهولت بیشتری صورت میگیرد ولی بازیابی اطلاعات در برخی اوقات دشوار است.
در یکسالگی کودک میتواند یک یا دو کلمه بگوید و در ۲ سالگی قادر است با جملات کوتاه صحبت کند. کودک در ۲۱ ماهگی میتواند اولین جمله دو کلمهای را بگوید و این توانائی در ۲۴ ماهگی به جملات چند کلمهای برسد.
▪ رشد هیجانی و اجتماعی: هیجانات کودک در ابتدا ساده و بهصورت گریه و خنده ظاهر شده ولی بهتدریج پیچیدهتر میشوند. احساس امنیت از نیازهای عاطفی و اجتماعی اولیه کودکان است که باید در این دوره تأمین شود. در عینحال باید توجه داشت که حمایت بیش از اندازه همانند عدم حمایت موجب میشود که کودک به توانائیهای خود شک کند و اعتماد بهنفس لازم را بهدست نیاورد. دلبستگی بین کودک و والدین بهویژه مادر این احساس امنیت و آرامش را فراهم میکند.
● دوره کودکی اول (۲ تا ۶ سالگی)
در دوره کودکی اول ، رشد زیستی ـ اجتماعی در جنبههای مختلف اتفاق میافتد از جمله شکل، قیافه و اندازه کودک تغییر زیادی میکند بهنحویکه مثلاً کودک ۶ ساله نمیتواند عکس دوره قبل خود را تشخیص دهد. همچنین سیستم عصبی مرکزی کودک نیز رشد میکند. این تغییرات به او اجازه میدهد که رشد و شناختی مناسب داشته باشد و بر محیط اطراف خود تسلط پیدا کند. مهمترین تغییرات رشدی در ایندوره عبارتند از:
▪ رشد جسمانی: در این دوره کودکان عموماً لاغر بهنظر میآیند زیرا قسمت پائینی بدن آنها (تنه و پاها) نسبت به قسمت بالائی آن (سر و صورت) رشد بیشتری پیدا میکند.
افزایش مداوم و پیوستهای در قد و وزن کودک پدید میآید بهنحویکه تناسب بدنی کودک کم و بیش مانند بزرگسالان میشود. در این دوره هر سال بهطور متوسط حدود ۷ سانتیمتر به قد و حدود ۲ کیلوگرم به وزن کودک اضافه میشود. بهطوریکه در ۶ سالگی یک کودک متوسط ۲۱ کیلوگرم وزن و ۱۱۷ سانتیمتر قد دارد.
رشد مغز با سرعت بیشتری نسبت به بخشهای دیگر بدن ادامه پیدا میکند. در ۵ سالگی وزن مغز به حدود ۹۰ درصد زمان بزرگسالی خود میرسد. سلولهای عصبی در مغز با درحات گوناگونی دارای میلین میشوند و سرعت ادراکات حسی در کودکان بیشتر میشود ولی هنوز هماهنگی بین دو نیمه مغز بهطور کامل برقرار نشده است.
▪ مهارتهای حرکتی: کودکان از ۲ تا ۶ سالگی اگر چه لاغرتر میشوند ولی قویتر میشوند و رشد طبیعی مغز این اجازه را به آنها میدهد که کنترل و هماهنگی بیشتری هم بین اعضاء مختلف بدن آنها و هم بین آنها و محیط اطرافشان بهوجود میآید.
طی این فرآیند کودکان با سرعت و توازن بیشتری حرکت میکنند و مهارتهای حرکتی درشت آنها نظیر دویدن، بالا رفتن و پریدن به مقدار قابل ملاحظهای بهبود پیدا میکند و این تغییرات بهخوبی در حرکاتشان در هنگام بازی قابل مشاهده است.
در ۵ سالگی اغلب کودکان میتوانند سه چرخه سواری کنند، از نردبان بالا بروند، توپ را پرتاب کنند، آن را با دست بگیرند و یا با پا بزنند و در هر کجا که باشند (در خانه و کودکستان) معمولاً این مهارتهای خود را میآزمایند. مهارتهای حرکتی ظریف بهویژه با دستان و انگشتان برای کودکان قبل از دبستان دشوارتر از مهارتهای حرکتی درشت است. اعمال حرکتی مثل ریختن آب از پارچ به لیوان، بریدن یک قطعه کیک با چاقو یا چنگال، بستن دکمه، بستن بند کفش، استفاده از مداد و مانند اینها به تلاش و تمرکز بسیار کودک نیازمند است و بههمین دلیل برایش انجام آنها در این سن سخت است. از طرف دیگر انگشتان کوتاه و چاق دلیل دیگری برای عدم پختگی در فعالیتهای حرکتی ظریف است.
مهارتهای حل مسئله و حافظه نیز در دوره رشد میکند و آنها این کفایت و اطمینان را بهدست میآورند که نسبتاً مستقلانه رفتار کنند پس میتوان به آنها اعتماد کرد که خیلی از کارها را خودشان انجام دهند. مثلاً خودشان صبحانه بخورند و حتی در تغذیه و لباس پوشاندن به بچههای کوچکتر کمک کنند. کودکان ۶ ساله میتوانند عواطف و هیجانهای خود را نسبت به والدین و دوستان بدون زیادهروی و تمسک بهخودمحوری نشان دهند. در این دوره تفاوتهای جنسی و نقش جنسی (رفتار پسرانه و دخترانه) برای کودکان مطرح میشود.
● دوره کودکی دوم (۷ تا ۱۱ سالگی)
▪ رشد زیستی ـ اجتماعی در دوره دوم کودکی بهطور کلی یکنواخت و کمحادثه یا کم ماجراست. بههمین دلیل بیماری و مرگ کودکان در این دوره بسیار کمتر از دورههای دیگر اتفاق میافتد. ویژگیهای رشد در مقایسه با دورههای دیگر نمودی مثبت و سازنده دارد و کودک بیش از هر دوره دیگری آمادگی انجام تکالیف و وظایف رشدی و تربیتی خود را دارد.
▪ رشد جسمانی و حرکتی: بسیاری از مهارتها را بدون آموزش بزرگسالان فرا میگیرند و بدن آنها بهقدر کافی رشد یافته که بتوانند این مهارتها را بهخوبی انجام دهند. آهنگ رشد جسمانی به آهستگی ادامه مییابد، بهطور متوسط ۶ سانتیمتر به قد و ۲۱۴ کیلوگرم به وزن او در هر سال اضافه میشود بهطوریکه در سن ۱۰ سالگی در حدود ۱۳۷ سانتیمتر قد و ۳۲ کیلوگرم وزن دارد، ماهیچههای کودک قویتر میشود و قدرت پرتاب توپ در کودک ۱۰ ساله دو برابر کودک ۶ ساله است ظرفیت ششها افزایش مییابد و کودکان میتوانند تندتر بدوند. رشد جسمانی آهستهتر، کودکان دبستانی را قادر میسازد که هرگونه مهارت حرکتی از قبیل استفاده از چکش، اره کردن، استفاده از سوزن، بافندگی کردن، طراحی کردن، نوشتن، دوچرخه سواری، شمشیر بازی، شنا، شیرجه، اسکیت بازی، پرش از روی طناب، فوتبال و... را بهخوبی انجام دهند.
▪ رشد شناختی و زبانی: تفکر کودک دارای راهبردها و سازماندهی بیشتر میشود و از نظم و منطق بیشتر برخوردار میشود کودک در این دوره توانائی برنامهریزی پیدا کرده و از منابع شناختی خود در فرآیندهای حل مسئله و یادآوری اطلاعات استفاده میکند و دانش خود را بهطور اختصاصی در موضوعی خاص افزایش میدهد. آنان به نقاط قوت و ضعف شناختی خود پی میبرند و درمییابند که همه کارها و تکالیف را نمیتوان انجام داد.
کودکان در این دوره میتوانند در تکالیف ورزشی، آموزشی و اجتماعی خود بهطور مستقل یا بهطور دستهجمعی درگیر شوند بدون آنکه دچار حواسپرتی شوند و یا حواس دیگران را پرت کنند. توانائی حافظه افزایش پیدا میکند و آنها از راهبردهای ذخیرهسازی اطلاعات و راهبردهای بازیابی اطلاعات میتوانند استفاده کنند. مثلاً اگر به کودک ۱۰ـ۹ سالهای تکلیف شود که نام ۳۰ کشور را حفظ کند او قادر است که این کشورها را براساس مناطق جغرافیائی و یا حروف الفبا جور کند و سپس آنها را به حافظه خود بسپارد. همچنین او میتواند حروف اول این کشورها را با هم ترکیب کند و از آن کلمه و یا جملهای بسازد تا حفظ کردن را برای او آسانتر سازد. در بازیابی اطلاعات نیز کودک ۱۰ـ۹ ساله اگر اطلاعاتی را در مرحله اول به یاد نیاورد ناامید نمیشود بلکه سعی میکند ابتدا حوادث و اطلاعات مربوط به آن را به یاد بیاورد و بهدنبال سرنخها و نشانهها میگردد و از این طریق اطلاعات اصلی را به یاد میآورد.
یکی دیگر از ویژگیهای شناختی این دوره، افزایش در سرعت و ظرفیت پردازش اطلاعات است که در نتیجه آن کودکان سریعتر فکر میکنند و از ظرفیت بیشتری برای فکر کردن برخوردارند. منطقی شدن تفکر کودکان هم در این دوره شکل میگیرد.
منبع از اینترنت:
▪ رشد ادراکی و شناختی: در هنگام تولد حس بویائی و شنوائی نسبتاً حساس و فعال هستند ولی حس بینائی ضعیف است. نوزاد میتواند یک شی را تنها تا فاصله ۶ متری در حوزه بینائی خود قرار دهد اگر چه در هر فاصلهای آن را تیره و تار میبیند اما این توانائی در اولین ماهها به سرعت رشد میکند تا جائیکه کودک در ۶ ماهگی فاصله ۶۰ متری و در یکسالگی فاصله ۱۲۲ متری را مانند یک فرد بزرگسال میبیند. البته این رشد بیشتر تحت تأثیر رشد مغز است تا رشد چشم.
کودک در ۸ تا ۹ ماهگی به این توانائی شناختی میرسد که بداند اشیاء و انسانها حتی اگر حس نشوند (دیده و شنیده نشوند) وجود دارند.
ظرفیت حافظه انسان کلاً محدود است ولی در ۲ سال اول تولد به سرعت رشد میکند. ثبت اطلاعات با سهولت بیشتری صورت میگیرد ولی بازیابی اطلاعات در برخی اوقات دشوار است.
در یکسالگی کودک میتواند یک یا دو کلمه بگوید و در ۲ سالگی قادر است با جملات کوتاه صحبت کند. کودک در ۲۱ ماهگی میتواند اولین جمله دو کلمهای را بگوید و این توانائی در ۲۴ ماهگی به جملات چند کلمهای برسد.
▪ رشد هیجانی و اجتماعی: هیجانات کودک در ابتدا ساده و بهصورت گریه و خنده ظاهر شده ولی بهتدریج پیچیدهتر میشوند. احساس امنیت از نیازهای عاطفی و اجتماعی اولیه کودکان است که باید در این دوره تأمین شود. در عینحال باید توجه داشت که حمایت بیش از اندازه همانند عدم حمایت موجب میشود که کودک به توانائیهای خود شک کند و اعتماد بهنفس لازم را بهدست نیاورد. دلبستگی بین کودک و والدین بهویژه مادر این احساس امنیت و آرامش را فراهم میکند.
● دوره کودکی اول (۲ تا ۶ سالگی)
در دوره کودکی اول ، رشد زیستی ـ اجتماعی در جنبههای مختلف اتفاق میافتد از جمله شکل، قیافه و اندازه کودک تغییر زیادی میکند بهنحویکه مثلاً کودک ۶ ساله نمیتواند عکس دوره قبل خود را تشخیص دهد. همچنین سیستم عصبی مرکزی کودک نیز رشد میکند. این تغییرات به او اجازه میدهد که رشد و شناختی مناسب داشته باشد و بر محیط اطراف خود تسلط پیدا کند. مهمترین تغییرات رشدی در ایندوره عبارتند از:
▪ رشد جسمانی: در این دوره کودکان عموماً لاغر بهنظر میآیند زیرا قسمت پائینی بدن آنها (تنه و پاها) نسبت به قسمت بالائی آن (سر و صورت) رشد بیشتری پیدا میکند.
افزایش مداوم و پیوستهای در قد و وزن کودک پدید میآید بهنحویکه تناسب بدنی کودک کم و بیش مانند بزرگسالان میشود. در این دوره هر سال بهطور متوسط حدود ۷ سانتیمتر به قد و حدود ۲ کیلوگرم به وزن کودک اضافه میشود. بهطوریکه در ۶ سالگی یک کودک متوسط ۲۱ کیلوگرم وزن و ۱۱۷ سانتیمتر قد دارد.
رشد مغز با سرعت بیشتری نسبت به بخشهای دیگر بدن ادامه پیدا میکند. در ۵ سالگی وزن مغز به حدود ۹۰ درصد زمان بزرگسالی خود میرسد. سلولهای عصبی در مغز با درحات گوناگونی دارای میلین میشوند و سرعت ادراکات حسی در کودکان بیشتر میشود ولی هنوز هماهنگی بین دو نیمه مغز بهطور کامل برقرار نشده است.
▪ مهارتهای حرکتی: کودکان از ۲ تا ۶ سالگی اگر چه لاغرتر میشوند ولی قویتر میشوند و رشد طبیعی مغز این اجازه را به آنها میدهد که کنترل و هماهنگی بیشتری هم بین اعضاء مختلف بدن آنها و هم بین آنها و محیط اطرافشان بهوجود میآید.
طی این فرآیند کودکان با سرعت و توازن بیشتری حرکت میکنند و مهارتهای حرکتی درشت آنها نظیر دویدن، بالا رفتن و پریدن به مقدار قابل ملاحظهای بهبود پیدا میکند و این تغییرات بهخوبی در حرکاتشان در هنگام بازی قابل مشاهده است.
در ۵ سالگی اغلب کودکان میتوانند سه چرخه سواری کنند، از نردبان بالا بروند، توپ را پرتاب کنند، آن را با دست بگیرند و یا با پا بزنند و در هر کجا که باشند (در خانه و کودکستان) معمولاً این مهارتهای خود را میآزمایند. مهارتهای حرکتی ظریف بهویژه با دستان و انگشتان برای کودکان قبل از دبستان دشوارتر از مهارتهای حرکتی درشت است. اعمال حرکتی مثل ریختن آب از پارچ به لیوان، بریدن یک قطعه کیک با چاقو یا چنگال، بستن دکمه، بستن بند کفش، استفاده از مداد و مانند اینها به تلاش و تمرکز بسیار کودک نیازمند است و بههمین دلیل برایش انجام آنها در این سن سخت است. از طرف دیگر انگشتان کوتاه و چاق دلیل دیگری برای عدم پختگی در فعالیتهای حرکتی ظریف است.
مهارتهای حل مسئله و حافظه نیز در دوره رشد میکند و آنها این کفایت و اطمینان را بهدست میآورند که نسبتاً مستقلانه رفتار کنند پس میتوان به آنها اعتماد کرد که خیلی از کارها را خودشان انجام دهند. مثلاً خودشان صبحانه بخورند و حتی در تغذیه و لباس پوشاندن به بچههای کوچکتر کمک کنند. کودکان ۶ ساله میتوانند عواطف و هیجانهای خود را نسبت به والدین و دوستان بدون زیادهروی و تمسک بهخودمحوری نشان دهند. در این دوره تفاوتهای جنسی و نقش جنسی (رفتار پسرانه و دخترانه) برای کودکان مطرح میشود.
● دوره کودکی دوم (۷ تا ۱۱ سالگی)
▪ رشد زیستی ـ اجتماعی در دوره دوم کودکی بهطور کلی یکنواخت و کمحادثه یا کم ماجراست. بههمین دلیل بیماری و مرگ کودکان در این دوره بسیار کمتر از دورههای دیگر اتفاق میافتد. ویژگیهای رشد در مقایسه با دورههای دیگر نمودی مثبت و سازنده دارد و کودک بیش از هر دوره دیگری آمادگی انجام تکالیف و وظایف رشدی و تربیتی خود را دارد.
▪ رشد جسمانی و حرکتی: بسیاری از مهارتها را بدون آموزش بزرگسالان فرا میگیرند و بدن آنها بهقدر کافی رشد یافته که بتوانند این مهارتها را بهخوبی انجام دهند. آهنگ رشد جسمانی به آهستگی ادامه مییابد، بهطور متوسط ۶ سانتیمتر به قد و ۲۱۴ کیلوگرم به وزن او در هر سال اضافه میشود بهطوریکه در سن ۱۰ سالگی در حدود ۱۳۷ سانتیمتر قد و ۳۲ کیلوگرم وزن دارد، ماهیچههای کودک قویتر میشود و قدرت پرتاب توپ در کودک ۱۰ ساله دو برابر کودک ۶ ساله است ظرفیت ششها افزایش مییابد و کودکان میتوانند تندتر بدوند. رشد جسمانی آهستهتر، کودکان دبستانی را قادر میسازد که هرگونه مهارت حرکتی از قبیل استفاده از چکش، اره کردن، استفاده از سوزن، بافندگی کردن، طراحی کردن، نوشتن، دوچرخه سواری، شمشیر بازی، شنا، شیرجه، اسکیت بازی، پرش از روی طناب، فوتبال و... را بهخوبی انجام دهند.
▪ رشد شناختی و زبانی: تفکر کودک دارای راهبردها و سازماندهی بیشتر میشود و از نظم و منطق بیشتر برخوردار میشود کودک در این دوره توانائی برنامهریزی پیدا کرده و از منابع شناختی خود در فرآیندهای حل مسئله و یادآوری اطلاعات استفاده میکند و دانش خود را بهطور اختصاصی در موضوعی خاص افزایش میدهد. آنان به نقاط قوت و ضعف شناختی خود پی میبرند و درمییابند که همه کارها و تکالیف را نمیتوان انجام داد.
کودکان در این دوره میتوانند در تکالیف ورزشی، آموزشی و اجتماعی خود بهطور مستقل یا بهطور دستهجمعی درگیر شوند بدون آنکه دچار حواسپرتی شوند و یا حواس دیگران را پرت کنند. توانائی حافظه افزایش پیدا میکند و آنها از راهبردهای ذخیرهسازی اطلاعات و راهبردهای بازیابی اطلاعات میتوانند استفاده کنند. مثلاً اگر به کودک ۱۰ـ۹ سالهای تکلیف شود که نام ۳۰ کشور را حفظ کند او قادر است که این کشورها را براساس مناطق جغرافیائی و یا حروف الفبا جور کند و سپس آنها را به حافظه خود بسپارد. همچنین او میتواند حروف اول این کشورها را با هم ترکیب کند و از آن کلمه و یا جملهای بسازد تا حفظ کردن را برای او آسانتر سازد. در بازیابی اطلاعات نیز کودک ۱۰ـ۹ ساله اگر اطلاعاتی را در مرحله اول به یاد نیاورد ناامید نمیشود بلکه سعی میکند ابتدا حوادث و اطلاعات مربوط به آن را به یاد بیاورد و بهدنبال سرنخها و نشانهها میگردد و از این طریق اطلاعات اصلی را به یاد میآورد.
یکی دیگر از ویژگیهای شناختی این دوره، افزایش در سرعت و ظرفیت پردازش اطلاعات است که در نتیجه آن کودکان سریعتر فکر میکنند و از ظرفیت بیشتری برای فکر کردن برخوردارند. منطقی شدن تفکر کودکان هم در این دوره شکل میگیرد.
منبع از اینترنت:
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۹:۴۶ ب.ظ توسط میردارهریجانی
|